تبليغاتX
تردید
تردید
روزگار یقین به سر آمده هزاره ما هزاره تردید است
مانند اسب عصاری در یک دور گرفتار شده ایم

در بینش توحیدی اسلام، جایی برای لذت وجود ندارد نه از آنجا که اسلام چون برخی ادیان شرقی با لذت مخالف می باشد بلکه این دین بنابر آنچه که در قرآن ذکر شده و بر اساس آن انسان را در رنج آفریده شده است* درصدد ارایه تصویری پرومته ای از انسان است.

در این نگره، رنج، تقدیر محتوم تمامی انسانها، برای همیشه ی تاریخ است و انسان، محکوم است تا واپسین لحظه حیاتش، متحمل رنجی دائمی باشد.

اما آنچه که ما در زندگی خود تجربه می کنیم در تضاد با این نگرش نسبت به رنج است چه ما می خندیم، خوشحال می شویم و آنگاه که همبستر می شویم لذت می بریم آیا این با رنج مداوم بشر در تضاد نیست؟ و مگر می شود که این بدیهی ترین امور در زندگی را نفی نمود و نسبت بدان شک کرد؟ پس چرا قرآن لحظه لحظه حیات بشری را حیاتی رنجبار عنوان می کند؟

واقعیت این است که در بینش توحیدی اسلام گرچه انسان هرلحظه تلاش می کند تا رنجی را که او را فراگرفته بر طرف نماید اما برای بر طرف نمودن آن رنج  مجبور به تحمل رنجی دیگر می شود. و رنج نخستین را با رنجی دیگر جایگزین می کند.

او از تنهایی در رنج است رنج های جنسی بر او فشار می آورد پس رنج ازدواج را با رنج تنهایی و بی همسری جابجا می کند، و خود را در رنج کار بیشتر، دردسرهای زندگی، بزرگ کردن فرزندان و هزینه های بالای زندگی مشترک و ... می افکند.

در این نگره بشر یا در رنج است یا در رنج بر طرف کردن رنج است و اگر موفق شود و  بتواند رنج اول را مرتفع نماید مجبور به تحمل رنج برطرف نمودن رنج اول خواهد شد. مثل بسیاری از ما که مجبوریم برای رفع رنج اجاره نشینی اقساطی بلند مدت، با بهره یی بسیار را تحمل کنیم .

اما اگر نتواند آن رنج را بر طرف کند این تلاش، تبدیل به یک قوز بالای قوز می شود. در این صورت او مجبور خواهد شد که هم رنج را تحمل کند هم رنج بر طرف نمودن رنج را و هم رنج ناتوانی خود را در بر طرف نمودن رنج نخستین، و باز در هر حال، انسان همواره در گردابی از رنج اسیر است و قادر به خروج از این گرداب نیست.

با این وصف، باید گفت که در بینش توحیدی اسلام، اصالتا چیزی بنام لذت وجود ندارد و هرچه هست "اصالتا" رنج است و اگر هم لذتی احساس می شود، حاصل منطقه الفراغ بین دو رنج است. یعنی اگر رنج دوم، کمتر از رنج نخست باشد و در رنجی بصرفه وارد شده باشیم، توهمی از یک احساس لذت بر ذهن ما سایه می افکند. اما این احساس لذت، اصیل نیست، مطلق نیست، حتا وجود خارجی هم ندارد، و چیزی است وابسته به رنج. چیزی که زیربنا و تکیه گاهش نیز همان رنج است.

در بینش اسلامی، ما لذت فی نفسه و قائم بر ذات نداریم. و اگر رنجی که برای رفع رنج نخست متحمل می شویم، کمتر از رنج اول باشد، احساس لذت می کنیم اما این احساس لذت احساسی اصیل و واقعی نیست سودی حاصله از کسر دو رنج از یکدیگرند.

تلاش ما، دست و پا زدن ما برای بیرون رفتن از گردونه رنجی که در آن گرفتاریم،  هرچند که امری غریزی محسوب می شود اما کاری عبث و بیهوده است. چه بسا که هر حرکت ما برای تفوق بر رنج،  مانند حرکت انسانی باشد که در گردابی افتاده است هر حرکتش او را بیشتر در گرداب فرو می برد.

* لقد خلقنا الانسان فی کبد – همانا ما انسان را در رنج آفریدیم

|+| نوشته شده در  دوشنبه بیست و نهم مرداد 1386ساعت 13:9  توسط سید حسن کاظم زاده  |