تبليغاتX
تردید
تردید
روزگار یقین به سر آمده هزاره ما هزاره تردید است
نقش روابط عمومي در بهره وري سازمانها

عصر ما عصر رقابت است. در اين عصر، آن دسته از سازمانها، ادارات، كارخانجات و موسساتي كه از بهره وري بالاتري برخوردارند و مي توانند كالا يا خدماتي با كيفيت و ارزان تر توليد و ارايه نمايند مي توانند از فرصت بقاء برخوردار شوند.

سازمانها، با توجه به جهان بيني و تجارب مديرانشان، براي رسيدن به بهره وري بيشتر راههاي مختلفي را بر مي گزينند.

بسياري از ايشان، سياستها و روشهاي سخت(مشت آهنين)، ساده و خالي از خلاقيت را بر مي گزينند و برخي ديگر نيز، روشهاي نرم( در برابر الگوي مشت آهنين)، پيچيده و لبريز از خلاقيت را، انمتخاب مي نمايند، تا با ايجاد بهره وري در سيستم، بتوانند در رقابت طرف برنده باشند.

پاره يي از اين سازمانها، كه شيوه هاي غير انساني را برمي گزينند، سعي مي نمايند تا با تعطيل نمودن خطوط توليد، بيكار كردن كارگران شان، و يا افزودن بر ساعات كار ايشان و اخراج مسن ترها و استخدام جوان ترها، اين فرآيند را سامان دهند.

همچنين برخي با دادن امتيازها، و دستمزدهاي بيشتر و تصاعدي، تلاش مي نمايند، تا انگيزه هاي لازم را جهت شكوفايي، به كاركنان خود القاء نماند. اما از آنجايي كه اينگونه روشها، بر اساس برداشتي حيواني از انسان مي باشد، شايد در كوتاه مدت بتواند در رفع مشكلات موثر افتند، اما در دراز مدت مشكل سازمان را به انحاء مختلف عئد خواهد داد.

سازماني مي تواند در طولاني مدت، بهره وري نيروهاي انساني خود را تضمين نمايد كه بتواند از روشهاي نرم افزاري و انساني تري برخوردار باشد.

چنين سازماني، بايد بكوشد تا به جاي تغيير در سيستم دستمزدها، استخدام نيروهاي جديد و تل انبار نمودن آنها در سازمان، جابجايي نيروها و اخراج جمعي كاركنانش و... در كاركنان خود نوعي احساس رضايت و همدلي با سازمان و اهداف آن ايجاد نمايد. و اين كار به دست روابط عمومي هاي سازمان امكان پذير مي باشد.

متاسفانه سازمانها، از روابط عمومي هايشان به عنوان ابزاري ارتباطي و تاثيرگذار، براي جلب نظر مشتريان بهره مند مي شوند. اما نقش اين اداره در تاثيرگذاري بر مسايل داخلي سازمان را به رسميت نمي شناسند. در چنين سازمانهايي روابط عمومي ها نيز، از ارتباطات درون سازماني، اطلاع رساني به كارمند و كارگر و ايجاد جاذبه در آنها غافل اند.

لذا لازم است كه روابط عمومي ها بدانند كه، اگر رويكرد مناسبي نسبت به مسايل و منابع انساني موجود در محل كار نداشته باشد، نمي توانند نسبت به ايجاد بهره وري در سازمان اميدوار باشند. از اين رو معقول به نظر مي رسد كه سازمان ها، هرگونه اقدامي در جهت ايجاد بهره وري و احساس رضايت در ميان كاركنان خود را از طريق بهره مندي از يك روابط عمومي فعال، قوي، و تاثير گذار دنبال نمايند.

روابط عمومي ها، با كشف، معرفي و رفع نقاط مبهم موجود در سازمان، و با ايجاد تصوراتي مطلوب در كاركنان و تبديل محيط كار، به محيطي دلخواه و توام با خلاقيت و صميميت و ايجاد احساس امنيت در كاركنان سازمان، گامي عظيم در جهت ايجاد بهره وري بردارد.

شك نكنيم يك مدير خوب، مديري است، كه همانگونه براي كالاهاي توليدي خود بازاريابي مي كند، در ميان كاركنانش، براي ايده هاي سازمان خود بازاريابي كند.

|+| نوشته شده در  شنبه بیست و پنجم فروردین 1386ساعت 8:59  توسط سید حسن کاظم زاده  |