تبليغاتX
تردید
تردید
روزگار یقین به سر آمده هزاره ما هزاره تردید است
"خود کرده را تدبیر نیست"

پس از به قدرت رسیدن سید محمد خاتمی در تابستان 76 و آغاز اصلاحات سیاسی - فرهنگی در کشور بود که روحانیون و مراجع، قدم در میدان نقد دولت نهادند و نسبت به بسیاری از اقدامات انجام گرفته یا در حال انجام آن دولت انتقادات یا اعتراض کردند. اقدامی که خاتمی را به تعدیل بسیاری از برنامه ها و انجام چندین سفر توجیهی به قم مجبور ساخت.

البته این انتقادات، علی رقم اینکه در ابتدا مسایل فرهنگی و سیاسی را هدف قرار داده بود، اما کم کم و به ویژه در دومین دوره ریاست جمهوری سید محمد خاتمی، رنگ و بویی اقتصادی - معیشتی به خود گرفت و زمینه ساز قوت یافتن گروههای اصولگرا به عنوان آلترناتیو وضع موجود و ایجاد "تصور فقر" در جامعه شد.

اصولگرایان با هدف قرار دادن این دغدغه ی مراجع تقلید و رحانیون عالی رتبه، شروع به ارایه برنامه های  اقتصادی نمودند و با سردادن شعارهایی چون "حذف ربا از سیستم بانکی" و "آوردن نفت بر سر سفره های مردم" نظر و حمایت تعداد قابل توجهی از ایشان را به خود جلب کردند.

اما امروز، وضعیت اقتصادی کشور به دلیل ناتوانی دولت به بدترین شرایط ممکن رسیده و کمتر روزی را می توان سراغ داشت که در آن روز مرجع تقلید یا روحانی عالی رتبه ای، زبان به انتقاد از وضع موجود نپردازد و از دولت نخواهد که نسبت به وضعیت معیشتی مردم اهتمام نماید.

این انتقادات به ویژه از ابتدای امسال در چنان حجمی ارایه شده اند که به جرات می توان ادعا کرد در همین سه ساله ی نخست ریاست جمهوری احمدی نژاد، - چه از نظر کمی و چه از نظر کیفی- با انتقادات انجام شده نسبت به دولت خاتمی در طول هشت سال ریاست جمهوری اش برابری می کند.

این نگرانی علماء از آنجا ریشه می گیرد که در نگره ی اسلام، ارتباط تنگاتنگی میان "دینداری" و "معیشت" وجود دارد، چنانکه در این نگره، فقدان معاش زمینه ساز رشد بی دینی در جامعه را خواهد بود و اگر فقر از درب خانه ای وارد شود ایمان در درب دیگر آن خانه خارج خواهد شد و...

از اینرو است که علمای طراز اول حوزه و به ویژه مراجع نگرانند که این بد معشیتی به بی اعتقادی و رشد مفاسد اخلاقی در جامعه منجر شود.

از سوی دیگر، - بد یا خوب- نظام سیاسی حاکم بر ایران نظامی دینی بوده، نماد و نماینده روحانیت، حوزه و دین محسوب می شود و سرنوشت سیاسی – معنوی دین، روحانیون و حوزه های علمیه با سرنوشت این نظام سیاسی گره خورده است و این مساله یکی از بزرگ ترین نگرانی ها را برای روحانیون فراهم ساخته است چرا که آنان این مساله هستند که مجموعه بحرانهای اقتصادی موجود -که برای مردم از دیگر مشکلات سیاسی یا فرهنگی ملموس تر است- زمینه ساز دلسردی از دین، روحانیت و حوزه در میان مردم شود. و مردم دین، روحانیون و حوزه را در اداره کشور ناتوان بدانند.

سومین دغدغه روحانیون عالی رتبه و مراجع تقلید در این انتقادات آنست که که ناتونی دولت -که در ابتدای کار از حمایت بخش وسیعی از آنان برخوردار بوده- مرجعیت را از چشم مردم انداخته و مردم آنها را نیز در ناکامی های اقتصادی کشور دخیل و سهم بدانند.

|+| نوشته شده در  پنجشنبه ششم تیر 1387ساعت 21:46  توسط سید حسن کاظم زاده  | 

"نفتِ گران، به کام دیگران"

مشکل دولت نهم – دولت احمدی نژاد – انجام اشتباه در عرصه اقتصادی نیست مشکل این دولت نادیده گرفتن بدیهیات اقتصادی و لج بازی با اقتصاددانان است. به عنوان مثال مسوولین دولتی اصلن به این مساله توجه ندارند که تاریخ نفت در کشور ما تاریخ مخوفی است و هر بار که شاهد گران یا ارزان شدن نفت ایم باید با دقت بیشتری به مسایل پیرامونی آن داشته باشیم.

نفت گران می شود و اصولگرایان خوشحال از شانسی که دولت آنان به دست آورده و می تواند با تکیه به دآمدهای کلان نفتی سیاستهای خود را برای تثبت حاکمیت خود به کار بندد. دولت نیز شادمان از اینکه با خرج دلارهای نفتی می تواند بر مشکلات داخلی و خارجی فایق آید و به عده ی خود جهت آوردن نفت بر سر سفره های مردم جامه عمل بپوشاند.

عواملی چون "بحرانهای منطقه ای" و "رشد اقتصادی کشورهای مصرف کننده نفت خام" - که زمینه مصرف هر چه بیشتر را در آن کشورها فراهم آورد- و البته دولت ایران که گاه و بیگاه شعار استفاده از "نفت به عنوان حربه" را سر می دهد در این گرانی لجام گسیخته موثر است.

اما به راستی چه کسانی از گران شدن نفت در جهان ضربه می خورند. تولیدکنندگانی که اقتصادشان بر صادرات تک محصولی نفت (آن هم از نوع نفت خام) بنا شده است یا کشورهایی که نفت را با قیمتی گزاف وارد می کنند اما محصولات نفتی چون بنزین را با بهایی گزاف تر به همان کشورهای صادر کننده نفت می فروشند.

امروز مواد اولیه کارخانهای کشورمان به قیمتی وارد کشور می شود که عملن صنایع را از نفس انداخته و دولت می باست بخش بزرگی از درآمدهای نفتی را صرف ارایه سوبسید بیشتر به مردم نماید. چندی پیش مواد شوینده -که مواد اولیه آن از نفت تولید می شود- افزایش قیمتی باور نکردنی را پشت سر گذراند و قیمت تمام شده بنزین در عرض یکسال گذشته از ششصد تومان به هزار تومان رسیده است و اگر وضع به همین منوال پیش رود و قیمت نفت باز هم بالاتر برود، ننکن است که طی دو سال آینده، کشورمان به سرنوشت اتحاد جماهیری شوروی گرفتار شود.

بدتر اینکه مسوولین کشورمان هنوز متوجه وخامت اوضاع نشده و این افزایش قیمت نفت خام را  به فال نیک گرفته، با تزریق بی حد و مرز درآمدهای نفتی زمینه را برای تحمیل تورمی مضاعف بر مردم فراهم ساخته اند.

اما کشورهایی چون عربستان که متوجه عواقب گران تر شدن نفت شده اند با افزایش دویست و سیصد هزار بشکه ای صادرات نفت خود طی دو نوبت، سعی در مهار افزایش قیمت نفت نموده اند چرا که آنها می دانند که به عنوان واردکننده عمده محصولات نفتی هستند و سود چندانی از این گرانی نخواهند برد.

|+| نوشته شده در  سه شنبه چهارم تیر 1387ساعت 18:39  توسط سید حسن کاظم زاده  |