تبليغاتX
تردید
تردید
روزگار یقین به سر آمده هزاره ما هزاره تردید است
بخوانید و قضاوت کنید

سخنرانی دکتر محمود احمدی نژاد در صحن حرم حضرت معصومه(س) در قم حاوی نکات خاصی بود که در زیر به طور خلاصه خواندنی ترین آنها را بررسی می کنیم.

یکم-  تغییر وزرای اقتصاد و کشور در راستای مبارزه با فساد بوده و چون این دو نتوانسته اند در برابر فساد کار مهمی انجام دهند برکنار می شوند و مخالفان تغییر این دو وزیر طرفدار گسترش فساد اقتصادی در کشور هستند که برخی از آنها تا 100 میلیارد تومان وام گرفته اند ولی رئیس جمهور از این افراد باکی ندارد.

دوم - مفسدان اقتصادی در ایران به صورتی بی ضابطه از مجوزها استفاده می کنند و شریانهای اقتصادی قربانی انحصار در عرصه اقتصادی می شود و رقم هایی میلیاردی جابجا شده و مفسدان اقتصادی از چنان قدرتی برخوردارند که حتا روی مراجع قانونگذاری تاثیر می گذارند.

سوم - مقاومت مجلس در برابر وزرای پیشنهادی دولت برای تصدی وزارت نفت با هدف زمین زدن احمدی نژاد بوده و مجلس با این هدف با برادر حزب اللهی و ضد فساد مخالفت کرده و رئیس جمهور ناچار به معرفی کاندیدایی چهارم برای وزارت نفت شد که کارها روی زمین نماند.

چهارم -  گرانی نرخ مسکن به دلیل کوتاهی برخی بخشهای نظارتی بوده و متاسفانه به دليل اين کوتاهي‌ها بر خلاف سياست دولت بيشتر پول وارد بخش مسکن شد و در اختيار برخي افراد خاص قرار گرفت.

پنجم -  دولت به دلیل فشار افراد و گروههای قدرتمند و فاسد هنوز موفق نشده تا هیچیک از سیاستهای خود را اعمال نماید.

ششم -  مخالفان دولت در صدد بودند تا با ايجاد فشار عليه طرح‌هاي اقتصادي دولت يک تورم هفتاد درصدي ايجاد کنند و توسط رسانه‌هايشان دولت را هدف قرار دهند.

هفتم -  ما بايد تلاش کنيم تا شرايط جهان را تغيير دهيم چرا که بدون تغيير نظامات حاکم بر جهان، نمي توانيم شاهد برقراري عدل و صلح در سراسر جهان باشيم.

هشتم - آمریکا با هدف دستیابی به منابع نفت و انرژي منطقه و سد نمودن حرکت انقلاب اسلامي ماجرای مشکوک حمله به برج های دوقلو را طراحی و اجرا نمود.

|+| نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هشتم فروردین 1387ساعت 21:9  توسط سید حسن کاظم زاده  | 

روزی جناب ملا...

آورده اند که روزی جناب ملا (که امسال به مناسبت هشتصدمین سال تولدش از سوی یونسکو سال ملا نصرالدین اعلام شده)، برای گرفتن نان به نانوایی رفت و در آنجا با انبوه جمعیتی مواجه شد که برای گرفتن نان به صف ایستاده بودند. فکری کرد و شایعه نمود فلان حاجی امروز در منزل خود نان رایگان پخش می کند.

این شایعه باعث شد که مردم برای گرفتن نان مجانی نانوایی را ترک کنند و خیلی زود نوبت به ملا رسید. آن موقع بود که ملا دو دستی توی سر خود زد و فکر کرد مبادا فلانی واقعا نان مجانی پخش می کند لذا او هم مانند دیگران راه خود گرفته و به درب خانه او رفت.

این را گفتم تا تاکید کنم که در چه وضعیت مسخره ای به سر می بریم و چگونه حکایت بسیاری از ما و به ویژه سیاستمداران ایرانی مشابه وضعیت جناب ملا است.

در این زمینه شنیدیم دکتر محمود احمدی نژاد، در جلسه ای که با داود دانش جعفری وزیر معزول اقتصاد داشته ضمن آنکه از او خواسته تا به جای وزارت به سفارت ایران در کانادا برود، گفته که "برای اداره اقتصاد جهان برنامه دارد". و به همین منظور از دانش جعفری خواسته که به سفارت ایران در کانادا برود تا جهت اجرای این برنامه به او کمک کند.

|+| نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هشتم فروردین 1387ساعت 20:5  توسط سید حسن کاظم زاده  | 

از ماست که بر ماست

با خود عهد کرده بودم که شاشیدن سرپا در وادی سیاست را کنار گذاشته و تنها در زمینه ادبیات بنویسم ولی چه کنم که نمی گذارند یا شاید هم ترک عادت موجب مرض است. در این بین، هر بار می گویم فقط همین یکبار. این بار هم می گویم فقط همین یکبار.

اینجا بنا نیست که هیچ سیاست مداری را شماتت نمایم. به نظر من سیاستمداران کنونی کشور را تقصیری نیست و گناه این گروه حداقل از گناه مردم کشورمان کمتر است. چه من برآنم که خلایق هر چه لایق، از ماست که بر ماست و از کوزه همان برون تراود که در اوست.

این طبیعی است که از این جامعه و از میان چنین مردمی، کسی یا کسانی بیرون بیایند و سکان امور را به دست گیرند که عوام ترین افراد جامعه ما باشند. از برداشتهای سطحی و کودکانه برخوردار بوده و برای همه دنیا شاخ و شانه بکشند. و بدتر از همه دروغ بگویند و مگر ما هر روز به خودمان دروغ نمی گوییم و گندم نمای جو فروش نیستیم.

این اقتصاد، این تورم، این گرانی و این عدم امنیت در جامعه، نه محصول دولت، که محصول ملتی است که چنین آدمهایی را بر سر کار آورده و  یا بدانها رضا داده اند. در برابرشان سکوت نموده و در مواجهه با آنها پوزه بر خاک مالیده دست بر سینه نهاده و گفته اند: "سلام حاج آقا"

دوستی می گفت که از بزرگترین افتخارات ما این است که بت نپرستیدیم و برداری نکرده ایم در جوابش گفتم که ما ملتی بوده و هستیم که هر روز در برابر بتهای گوشتی سر فرود می آوریم و خود در تمامی طول تاریخ برده گی کرده ایم دیگر نیازی به بت پرستی و برده داری نداشتیم.

نماینده های مجلسمان را نگاه کنید. می بینید که چگونه به جای رفع مشکلات مردم ایشان را ریشخند نموده و سر کار می گذارند.

همین خانم آلیا را نگاه کنید که در نطق پیش از دستور خود، به جای مواجه با لایحه قرون وسطایی خانواده،  سالروز به خشکی رسیدن کشتی نوح را تبریک و تهنیت عرض می نماید.

باز هم می گویم "از ماست که بر ماست".

|+| نوشته شده در  دوشنبه بیست و ششم فروردین 1387ساعت 8:16  توسط سید حسن کاظم زاده  | 

عجیب ترین اتفاقات تاریخ

ایران این روزها یکی از عجیب ترین کشورهای دنیاست و عجیب ترین اتفاقات تاریخ در این کشور خاور میانه ای رخ می دهد. نه قرار نیست در مورد لغو تعرفه موبایل صحبت کنم که مثل فتیله بالا و پایین می شود. قرار است به دروغ سیزده به پردازیم.

حساب کنید که تمامی روزنامه نگاران و اصحاب رسانه در  کشور از ترمیم کابینه خبر دارند و از آن نوشته اند اما سخنگوی کابینه با تمسخر آنرا دروغ سیزده خوانده و مطبوعات را به سوژه سازی بعد از تعطیلات نوروزی متهم می نماید.

عجیب تر از آن هم آن است که رئیس یک دولتی با انتشار خبر ترمیم کابینه در وبلاگ شخصی اش، به حرف و حدیث ها در این زمینه پایان می دهد.

باز عجیب تر از آن، اینکه سخنگوی دولت سخنانی را که حتا صدا و سیمای نظام پخش نموده را هم حاشا می کند.

|+| نوشته شده در  دوشنبه بیست و ششم فروردین 1387ساعت 8:14  توسط سید حسن کاظم زاده  | 

لال مونی نگرفته ام منتظر باشید

اینطور نیست که لال مونی گرفته یا دچار هناق شده یا حرفی برای گفتن نداشته باشم. یا بدتر از همه جا زده باشم – کاری نمی کنم که جا زده باشم – مطمئن باشید که بر می گردم دیر و زود دارد سوخت و سوز ندارد.

در این مدتی که به سکوت گذشت، بیکار نبودم و توانستم کلیه آثار کوئیلو را بخوانم (این کار مرا از این سینه چاک شیطان پرستی و جادو منزجر کرد و تصمیم دارم به زودی در این باره بنویسم)

همچنین همه نوشته های مصطفی مستور را خواندم و هم اکنون در حال مطالعه مطالبی هستم که روی سایتش قرار دارد و همه آن مطالب را پرینت گرفته ام و در حال مطالعه آنها هستم و امیدوارم که به زودی مطلبی کامل پیراون آثار وی بنویسم ولی پیشنهاد می کنم که کسی شروع به خواندن آثار وی نکند چون تا انتشار داستان جدید او دق مرگ می شود.

همچنین موفق شدم تا "ویکنت دو نیم شده"، "مورچه آرژانتینی"، "شوالیه ناموجود" و "بارون درخت نشین" را از کالوینو بخوانم.

البته بارون درخت نشین را پانزده یا شانزده سال پیش خوانده بودم ولی باز موفق شدم که چاپ جدیدی از کتاب را یافته و باز خوانی کنم.

بادباک باز، انجیرهای سرخ مزار، سیاهی چسبناک شب، بازی عروس و داماد،کجا ممکن است پیدایش کنم، ها کردن (که این یکی دیوانه ام کرد و شیفته)، شازده احتجاب (که تلخ بود و دوست داشتنی)، عقرب روی پله های راه آهن اندیمشک از جمله کتابهایی بود خواندشان جانم را جلا داد.

و حالا دارم مادام بوواری گوستاو فلوبر را با ترجمه مهدی سحابی می خوانم و قرار است که عیش مدام را هم پشت بند مادام بورای بخوانم.

آناکارنینا با ترجمه سروش حبیبی را در نوبت مطالعه دارم و زندگی نو اورهان پاموک را نیمه تمام رها کرده ام که باید تمامش کنم. ماهی ها در شب می خوابند را از سودابه اشرفی نیز خوانده ام که دارم یک معرفی برای کتاب می نویسم که به زودی روی همین وبلاگ قرارش خواهم داد.

می بینید که خیلی هم بیکار نبوده ام پس منتظر باشید.

|+| نوشته شده در  دوشنبه بیست و ششم فروردین 1387ساعت 8:6  توسط سید حسن کاظم زاده  |