تبليغاتX
تردید
تردید
روزگار یقین به سر آمده هزاره ما هزاره تردید است
حمزه غالبی ها را آزاد کنید

به قلم: يحيا مسعودي نژاد

«و سکوتِ اولین انسان

سکوتِ انسانیت بود.»

١- امیر رحیم پور درست می گوید:« در کشورهایی مانند ایران، عمل سیاسی رابطه ای مستقیم با خطر کردن دارد.»

تنها در فضای این روزهاست که می توان «فعالین» سیاسی را بازشناخت. این روزها است که تصورات همگان در مورد فلان یا بهمان شخصیت دچار تغییر می شود و «همه» مجبورند هرچه دارند رو کنند و از هرآنچه در درونشان می گذرد پرده بردارند.

این روزها دیگر چاپ شدن مقالات و تیتر شدن سخنان افرادی که خود را سیاسیون می خوانند در رسانه های رسمی واجد اهمیت نیست، که چاپ نشدن آن سخنان و مقالات است که به شخص اعتبار می بخشد.

به واقع دیگر چانه ای نمانده که زده شود و اساسن روبروی حاکمیت طرف مقابلی وجود ندارد که لزومی به اعتبار بخشی به چانه اش احساس شود. شهر خالی شده است (١) و مرزبندی شهروندان از «خودی» و «غیر خودی» عبور کرده و به «خودی» و «-» تنزل پیدا کرده است. یا «خودی» هستی و یا اصلن نیستی! نه اینکه خودی نیستی، که اصلن وجود نداری و یا به حساب نمی آیی و اگر هم بر به حساب آمدن خود اصرار ورزی می بایست از مرزهای شهر خارج شوی. یا خود می روی و یا می برندت آنجا که دیگر «شهر» نیست. می برندت آنجا که دیگر قوانین «شهر» در آنجا حکمفرما نیست. (٢) یا آنچه را که خودی ها «دوست دارند» در روزنامه ات می گویی و یا روزنامه ات منتشر نمی شود و تو گویی که اصلن مگر روزنامه ای بوده که منتشر شود؟(٣) هرچه تلاش می کنی در شهر خبری بیابی، می بینی که در «شهر» خبری نیست و همه صفحات اولشان را به یک تیتر واحد اختصاص داده اند که «مشترک محترم دسترسی به این سایت برای شما مقدور نمی باشد...»(۴)

آری، در شهر خبری نیست و شهر خالی است از دیگرانی که می خواهند آزادانه شنا کنند در ساحل امید. اینجاست که وظیفه ی من روشن می شود. منی که همچو نهنگ ممنوع است ورودم به محدوده ی ساحل. باید بیایم و بیش از اینها هم بیایم، نبایدبه محدوده ی ساحل بسنده کنم و امان دهم که بازم گردانند به «آب های آزاد»، به آنجا که شهر نیست و به قولی به مناطق امن! باید بیایم و دل به ساحل زنم که اینک دل به دریا زدن نیست که اهمیت دارد! وظیفه ی منی که سکوت کردم و گوشه گرفتم و به قول ارسطو به «حیوان» بودن تنزل پیدا کردم این است که امروز انسان شوم: حیوان سیاسی. و من آمده ام و آماده ام که به ساحل نشینم:


ادامه مطلب
|+| نوشته شده در  یکشنبه چهاردهم تیر 1388ساعت 1:40  توسط سید حسن کاظم زاده  | 

پرتاب به عصر رضاخاني

پيامك قطع مي شود آن هم نه يكروز نه دو روز بلكه در برخي مناطق كشور بيش از هفده روز. از سرعت اينترنت كاشته مي شود و بسياري از سايت هاي خبري اصلاح طلبان يا كلوب هاي اجتماعي مانند يوتيوب، فيس بوك، تويتر، كلوب، ياهو مسنجر و... فيلتر مي شوند. روزنامه كلمه سبز توقيف مي شود و همه ی هيات تحريريه آن(25 نفر) در پي حمله ی نيروهاي انتظامي به دفتر اين روزنامه بازداشت مي شوند. علاوه بر آنان بسياري از روزنامه نگاران ديگر از جمله برخي روزنامه نگاران روزنامه اعتماد ملي و يا برخي وبلاگ نويسان نيز براي خوردن آب خنك زنداني مي شوند. خبرنگاران خارجي از تهيه خبر در مورد انتخابات منع مي شوند و در صورت مقاومت در برابر چنين دستوري مضروب، اخراج و در برخي موارد بازداشت مي شوند. كانالهاي ماهواره اي علارقم تعهدات بين المللي ايران با پارازيت هاي ارسالي از سوي ايران  قطع مي شوند و حالا هم نماينده وزارت فرهنگ!!! و ارشاد اسلامي!!!‌ به طور رسمي مطالب روزنامه ها را به قابل انتشار و غير قابل انتشار تقسيم نموده و از ارباب جرايد مي خواهد به اختيار بين حذف مطلب يا عدم انتشار روزنامه در آن روز يكي را انتخاب نمايند. تو را به خدا ببين به چه روزي افتاده ايم. انگار در عصر بربريت زندگي مي كنيم. انگار رضا خان بازگشته يا ما به عصر رضا خاني پرتاب شده ايم.

|+| نوشته شده در  شنبه سیزدهم تیر 1388ساعت 0:51  توسط سید حسن کاظم زاده  | 

چهار نكته پيرامون مواجهه احمدي نژادي ها با هاشمي رفسنجاني

1. در جريان انتخابات، شاهد هجمه ي وسيعي نسبت به هاشمي رفسنجاني و برخي نزديكان وي بوديم. با توجه به سوابق تاريخي اقداماتي از اين دست، بويژه ترور شخصيتي دكتر بهشتي كه زمينه ساز ترور فيزيكي ايشان بود مي توان تصور نمود كه جريان اصولگراي طرفدار دولت(احمدي نژادي ها)، درصدد استفاده از چه شيوه اي براي حذف هاشمي رفسنجاني هستند و به چه كساني اقتدا مي كنند. اين مساله ما را نگران نموده كه ممكن است به زودي شاهد ترور هاشمي باشيم.

2. نظام جمهوري اسلامي، متاسفانه با گذشت بيش از سي سال از عمرش،‌ هنوز نتوانسته به بخش عظيمي از مطالبات مردمي پاسخ دهد و گام هاي موثري در راه حل و فصل آنها بردارد. اين امر موجب تضعيف مشروعيت مقبوليت نظام و زير سوال رفتن كارآمدي آن در ميان توده هاي مردمي فراهم آورده است .

اين مشكل برخي را بر آن داشته تا با انداختن قصورها سه دهه گذشته به دوش فرد يا جرياني خاص سعي در نشان دادن آيت الله هاشمي به عنوان عامل همه ي نابساماني ها برآيند.

3. جناح اقتدار گرا در جريان اين انتخابات گامي بلند براي حذف جمهوريت نظام برداشته و گويا در اين راه يكي از مهمترين موانع هاشمي رفسنجاني است.

از اينرو از ابتداي اين پروژه، تلاشها بسياري براي تخريب هاشمي رفسنجاني مصروف شد. گرچه هاشمي موضع گيري رسمي موثري را در زمينه اين مساله انجام نداد اما ارسال نامه سرگشاده به رهبر جمهوري اسلامي و ترك تهران به قصد قم نشان داد كه هاشمي تمام قد در برابر اين جمهوري ستيزان ايستاده است.

همين امر آنها را خشمگين ساخته تا به هر شكل ممكن نسبت به او هجوم آورند و با يكسره كردن كار هاشمي كار جمهوريت در ايران را يكسره نمايند.

4. پول خرد تاب تحمل اسكناس را ندارد: در طول سي سال گذشته قطار انقلاب در هر ايستگاهي كه ايستاده كسي را سوار نكرده اما تا توانسته مسافران قديمي خود را پياده نموده است. گويا اين بار و در اين آخرين ايستگاه صرفا به اين دليل كه پول خرد تاب تحمل اسكناس را ندارد تلاش مي شود كه هاشمي نيز از اين قطار بيرون رانده شود كاري كه قطعا هزينه هنگفتي را روي دست نظام خواهد گذاشت.

|+| نوشته شده در  جمعه دوازدهم تیر 1388ساعت 0:57  توسط سید حسن کاظم زاده  | 

از چماقدار تا لباس شخصي

درست است كه در سال 57 كودكي شش ساله بودم ولي آنقدر بچه نبودم كه هيچيك از ماجراهاي روي داده در آن روزها را به خاطر نداشته باشم.

به خوبي در ياد دارم كه دست پدر و پدر بزرگ را مي گرفتم و در راهپيمايي ها شركت مي كردم و از نزديك شاهد اقدامات سركوب گرانه رژيم پهلوي از طريق مزدوران چماقدار خود بودم.

با چشمهاي خود ديدم كه چگونه عده ای با چماق به جان تظاهرات كنندگان مي افتادند و آنها را آش و لاش نموده و شعار "جاويد شاه" سر مي دادند.

اين روزها ديدن عكس ها و فيلم ها و شنيدن خاطرات كتك خورگان راهپيمايي هاي مردمي مرا ياد آن روز ها مي اندازد. راستي چه شباهت عجيبي ميان آن چماقداران و اين لباس شخصي ها وجود دارد.

|+| نوشته شده در  جمعه دوازدهم تیر 1388ساعت 0:23  توسط سید حسن کاظم زاده  | 

اهانت به "طلحه" و "زبير" كار دست "احمدي ن‍ژاد" داد

"ممدوح اسماعيل" وكيل مدافع گروه هاي اسلامي كشور مصر، به دليل آنچه كه توهين احمدي ن‍ژاد به اصحاب پيامبر اسلام –  طلحه و زبير- دانسته، عليه وي به دادگاهي در اين كشور شكايت نموده.

او از دادگاه درخواست كرده، در صورت ورود احمدي نژاد به مصر براي شركت در كنفرانس غير متعهد ها او را دستگير و محاكمه نمايند.

گفتني است كه احمدي نژاد در نطق هاي انتخاباتي خود، خاتمي و هاشمي را به طلحه و زبير تشبيه نمود. اين اقدام او ممكن است كه پايگاه وي را در ميان گروه هاي اسلامي جهان از جمله حماس - كه هم اكنون آماده مذاكره با اسرائيل مي باشد- و اخوان المسلمين تضعيف نمايد.

گرچه احمدي نژاد پيش از اين نسبت به شركت خود در كنفرانس غير متعهدها ابراز ترديد نموده بود ولي گفته مي شود كه شكايت ممدوح اسماعيل و تصميم مبارك نسبت به عدم استقبال از احمدي نژاد در فرودگاه، منجر به قطعي شدن تصميم احمدي نژاد در لغو سفر خود به مصر گرديده است.

شايان ذكر است كه پيش از اين، سفر احمدي نژاد به ليبي و سفر سلطان قابوس پادشاه عمان به ايران لغو شده بود كه اين مساله بي ارتباط با حوادث انتخاباتي اخير در ايران نمي باشد.

|+| نوشته شده در  جمعه دوازدهم تیر 1388ساعت 0:16  توسط سید حسن کاظم زاده  | 

اسکلتهای فردا

هان

اي فتادگان بر خاك

زندگان ديروز

مرگان امروز

و اسكلت هاي فردا

منتظر باشيد

من نيز با شما همراه خواهم شد

بزودي

و تمام تنم

با ريشه هاي درختي همخواب خواهد شد

سيرش خواهد كرد

كاش آن درخت

اناري باشد

در كنج باغچه ي پيرزني تنها

|+| نوشته شده در  جمعه چهارم اردیبهشت 1388ساعت 15:3  توسط سید حسن کاظم زاده  |